پاورپوینت قلعه بالاحصار (افغانستان)

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن پاورپوینت قلعه بالاحصار (افغانستان) :


قلعه بالاحصار




بالاحصار, قلعه ای با وضع سوق الجیشی در افغانستان, متعلّق به پیش از اسلام است.

فهرست مندرجات

1 - مشخصات
2 - بالاحصار پیش از اسلام
3 - بالاحصار در دوره اسلامی
3.1 - از آغاز تا زمان صفّاریان
3.2 - از صفّاریان تا سَدوزائیان
3.2.1 - زمان شهزادگان گورکانی
3.2.2 - زمان بابر
3.2.3 - زمان جهانگیر
3.2.4 - زمان شاه جهان
3.3 - دوره سدوزائی
3.3.1 - آبادانی و معماری بیشتر بالاحصار
3.3.2 - افتادن زمان شاه به زندان
3.3.3 - افتادن بالاحصار به دست دوست محمدخان
3.3.4 - زمان  شهزاده شاهپور
3.3.5 - زمان امیر شیرعلیخان
4 - فهرست منابع
5 - پانویس
6 - منبع


مشخصات


این قلعه که به کهندژ یا قلعه کابل نیز معروف است, در قسمت جنوب شرقی کابل بین 48, 10, ْ69 طول شرقی و 18, 30, ْ34 عرض شمالی قرار دارد

[1] انجمن دایره المعارف افغانستان, آریانا دایره المعارف, ذیل (بالاحصار), کابل 1328ـ 1348 ش.

و بقایای آن در جنوب غربی بر روی کوههای شیردروازه و آسِمایی و در جنوب شرقی بر روی تپه زمرد واقع است.

[2] احمد علی کهزاد, بالاحصار کابل و پیش آمدهای تاریخی, ج1, ص1, کابل 1336ـ1340 ش.



بالاحصار پیش از اسلام


قدمت قلعه بدرستی مشخص نیست, گویا پیش از احداث هرگونه قلعه و حصاری در محل بالاحصار فعلی, معبدی بودایی در آن‌جا وجود داشته که بقایای آن هنوز هم برجاست.
اما تاریخ بنای اولیه قلعه ظاهراً به حدود یک قرن و نیم پیش از اسلام, یعنی به دوره هَیاطِله می‌رسد.
در این دوره بر روی کوهها دیوارهایی وجود داشته که یقیناً برای محافظت از حصار و قلعه ای بوده است.

[3] احمد علی کهزاد, بالاحصار کابل و پیش آمدهای تاریخی, ج1, ص9, کابل 1336ـ1340 ش.



بالاحصار در دوره اسلامی



از آغاز تا زمان صفّاریان


گرچه تاریخچه این قلعه از تاریخ شهر کابل جدا نیست, و کابل نیز از 32 تا 253 بارها با سپاهیان عرب برخورد داشت, اما از اوضاع بالاحصار تا قرن چهارم اطلاعی در دست نیست.
حدود العالم

[4] حدود العالم من المشرق الی المغرب, چاپ منوچهر ستوده, ج1, ص104, تهران 1340 ش.

نخستین منبعی است که, ضمن شرحی از کابل, حصار محکم آن را با ساکنان مسلمان و هندو وصف کرده است.
اصطخری

[5] ابراهیم بن محمد اصطخری, کتاب مسالک الممالک, ج1, ص280, چاپ دخویه, لیدن 1967.

در 340, ابن حوقل

[6] ابن حوقل, کتاب صوره الارض, ج1, ص450, چاپ کرامرس, لیدن 1967.

در 367 و مقدسی

[7] محمدبن احمد مقدسی, کتاب احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم, ج1, ص304, چاپ دخویه, لیدن 1967.

در 375 نیز از حصار محکم و استوار کابل یاد کرده اند.
از این منابع چنین بر می‌آید که شهر کابلِ آن دوره از دو قسمت حصار و رَبَضْ (آبادیهای اطراف قلعه) تشکیل شده بود و مسلمانان در حصار و هندوان در ربض ساکن بودند.
هندوان بتکده‌هایی نیز در آن‌جا داشته‌اند که ظاهراً تا اواسط قرن سوم برپا بوده است.

از صفّاریان تا سَدوزائیان


شهر کابل را از قرن چهارم تا هشتم حکمرانان غزنوی, غوری, جُغتایی و ایلخانی اداره می‌کردند, اما تا زمان امیرتیمور (حک: 771ـ807) از اوضاع بالاحصار آگاهی درستی نداریم.
در زمان وی دو تن از حکمرانان کابل, به نامهای پولادبوقا و آقبوقا, بر امیرحسین (متوفی 772), که بر بخش وسیعی از افغانستان شرقی سلطنت می‌کرد, شوریدند و در بالاحصار تحصن جستند.
ازینرو تیمور, که در آن هنگام از سرکردگان سپاه امیرحسین بود, به جنگ آنان رفت.
آن دو شکست خوردند و تیمور بالاحصار را فتح کرد.

[8] عبدالرزاق سمرقندی, مطلع سعدین و مجمع بحرین, ج1, ص398, ج1, چاپ عبدالحسین نوایی, تهران 1353 ش.



زمان شهزادگان گورکانی


پس از امیرتیمور, چند تن از شهزادگان گورکانی در قلعه بالاحصار مقیم بودند که یکی از آنان الغ بیگ (متوفی 907), فرزند سلطان ابوسعید بود.

[9] احمد علی کهزاد, بالاحصار کابل و پیش آمدهای تاریخی, ج1, ص39, کابل 1336ـ1340 ش.


سپس محمد مقیم ارغون, فرزند میرذوالنون, در 908 به حکمرانی کابل رسید و در بالاحصار اقامت گزید,

[10] حسن روملو, احسن التواریخ, ج12, ص97, چاپ عبدالحسین نوایی, ج12, تهران 1357 ش.

[11] احمد علی کهزاد, بالاحصار کابل و پیش آمدهای تاریخی, ج1, ص45, کابل 1336ـ1340 ش.

اما حکمرانی او دیری نپایید و چون ظهیرالدین بابُر در 910 کابل را فتح کرد, وادار به تسلیم شد.

[12] ابوالفضل بن مبارک علامی, اکبرنامه, ج1, ص89, کلکته 1877ـ1886.

[13] بابر, ج1, ص195.

[14] بابر, ج1, ص199.



زمان بابر


بنابر این شواهد, بالاحصار در زمان امیرتیمور و بابر, استحکامات نظامی داشته و مرکز و مقرّ حکومتی بوده است.
بابر از شهر کابل و اوضاع بالاحصار گزارش کاملی آورده و بین ارگ و قلعه آن تفاوت گذاشته است؛ بدین ترتیب که ارگ کابل بر بالای کوه شاه کابل (شیردروازه) و قلعه آن در شمال ارگ در محلی به نام عُقابین قرار داشته که پیرامون آن جلگه های حاصلخیزی بوده است.

[15] بابر, ج1, ص200ـ201.


در 911, یک سال پس از فتح کابل, زلزله شدیدی روی داد که به منازل و ارگ بالاحصار و حتی به دیوارهای روی کوه آسیب فراوانی رسانید و بابر فرمان داد تا سربازان به تعمیر آن بپردازند.

[16] بابر, ج1, ص247ـ 248.


بابر, با این‌که مقرّ حکومتش در هند بود, به کابل و بالاحصار دلبستگی ویژه ای داشت و به آبادکردن آن علاقه مند بود.
او دو باغ به نامهای باغ اورته و باغ مهتاب در آن‌جا احداث کرد.

[17] احمد علی کهزاد, بالاحصار کابل و پیش آمدهای تاریخی, ج1, ص99, کابل 1336ـ1340 ش.

[18] احمد علی کهزاد, بالاحصار کابل و پیش آمدهای تاریخی, ج1, ص140, کابل 1336ـ1340 ش.


پس از بابر, کابل و بالاحصار همچنان در اختیار اخلاف او بود و بالاحصار, به دلیل وضع ویژه اش, همچنان مرکزی نظامی و اداری به شمار می‌آمد و از این دوره به بعد رویدادهای گوناگونی در آن رخ داد.
در اکبرنامه آمده است که بالاحصار صحنه زد و خورد و جنگ و گریز میان همایون (متوفی 963) و کامران میرزا (متوفی 964), دو تن از فرزندان بابر, بود که داعیه سلطنت داشتند و میان این دو, دست به دست می‌شد,

[19] ابوالفضل بن مبارک علامی, اکبرنامه, ج1, ص260 به بعد, کلکته 1877ـ1886.

تا این‌که حکومت به جهانگیر (1014ـ1037), فرزند جلال الدین اکبر, رسید.
بااینکه مقرّ حکومت جهانگیر در هند بود, گاهی به کابل و بالاحصار نیز سفر می‌کرد.

زمان جهانگیر


او پس از ورود به کابل (1016), عمارتهای بالاحصار را نپسندید و دستور داد آنهارا ویران کنند و دیوانخانه پادشاهی و عمارتهای جدید بسازند.

[20] جهانگیر, امپراتور هند, ج1, ص68, جهانگیرنامه: توزک جهانگیری, چاپ محمّد هاشم, تهران 1359 ش.


بدین ترتیب, می توان گفت که بالاحصار در این هنگام عمارتهای بسیاری داشته است.

زمان شاه جهان


بعد از جهانگیر, فرزندش, شاه جهان, به حکومت رسید (1037ـ 1068) و در زمان او نیز عمارتهای بالاحصار بازسازی شد.

[21] محمد صالح کنبو, عمل صالح, ج2, ص419, الموسوم به شاه جهان نامه, ترتیب و تحشیه غلام یزدانی, چاپ وحید قریشی, لاهور 1967ـ1972.


پس از شاه جهان, حکومت گورکانیان هند رفته رفته رو به انقراض گذاشت تا این‌که نادرشاه افشار در 1151 کابل را فتح کرد.
مروی بالاحصارِ آن دوره را حصاری با چند برج مستحکم و ارگ وصف کرده که چهار طرف داشته و یک سمت آن رو به کوهی مشرف بر تمامی قلعه بوده است و به همین جهت, ساکنان آن‌جا چند برج محکم در آن کوه ایجاد کرده بودند تا از قلعه محافظت شود.
نادر پس از گشایش بالاحصار, سپاهیانش را از غارت و دست اندازی به داراییهای مردم بازداشت و از ویران کردن بالاحصار جلوگیری کرد و پس از گماشتن سه هزار تن از سپاهیانش در آن‌جا روانه پیشاور شد.

[22] محمدکاظم مروی, عالم آرای نادری, ج2, ص564ـ566, چاپ محمد امین ریاحی, تهران 1364 ش.



دوره سدوزائی


این دوره باحکومت احمدشاه بابا (دُرّانی) در 1160 آغاز می‌شود.
در طول حکمرانی این خاندان , کابل و بالاحصار از یک طرف مرکز رویدادهای گوناگون و درگیریها و جنگهای میان افراد این خاندان و بارَکزائیها (محمدزائیها) بود و از طرف دیگر نفوذ روزافزون انگلیسیها در این دوره به مداخله مستقیم آنان در امور داخلی افغانستان انجامید.
در زمان تیمور (حک: 1187ـ1207), فرزند احمدشاه, کابل پایتخت شد و بالاحصار به دلیل وضع جغرافیایی و تشکیلات نظامیش اهمیت بیشتری یافت چندان که دربار و مراکز قضایی و اداری نیز به آن‌جا منتقل شد.

[23] احمد علی کهزاد, بالاحصار کابل و پیش آمدهای تاریخی, ج2, ص11ـ17, کابل 1336ـ1340 ش.

[24] احمد علی کهزاد, بالاحصار کابل و پیش آمدهای تاریخی, ج2, ص37, کابل 1336ـ1340 ش.



آبادانی و معماری بیشتر بالاحصار


زمانْ شاه, سوّمین پادشاه سدوزائی (حک: 1207ـ1216) با وجود درگیریهای بسیار با اعضای خاندانش, بخصوص برادرانش که داعیه حکومت داشتند, به آبادانی بالاحصار و ایجاد قصرها و باغها پرداخت.
از معروفترین عمارتها در زمان او می‌توان قصر چهلستون را نام برد که در 1209ـ1210 در قسمت شرقی بالاحصار ایجاد شد.
میرزا لعل محمدخان, متخلّص به عاجز, در وصف این بنا قصیده ای 22 بیتی سروده که به فحوای آن, قصر, چهار منزل با سقفهای گنبدی شکل داشته است.

[25] عزیزالدین وکیلی فوفلزایی, دره الزمان, ج1, ص381, کابل 1337 ش.


زمانْ شاه, پس از بازگشت از پنجاب , چند تن از هنرمندان آن‌جا را دعوت کرد تا به بالاحصار بیایند و در آن‌جا از چوبهای هندی, قصری به نام بنگله طلا بسازند.

[26] عزیزالدین وکیلی فوفلزایی, دره الزمان, ج1, ص382, کابل 1337 ش.



افتادن زمان شاه به زندان


از دیگر بناهایی که در این دوره در بالاحصار احداث شد, زندانی بود ویژه شهزادگان و رجال شهر.

[27] احمد علی کهزاد, بالاحصار کابل و پیش آمدهای تاریخی, ج2, ص147, کابل 1336ـ1340 ش.


از قضا زمانْ شاه, در اواخر سلطنتش, در زندانی که خود ساخته بود گرفتار آمد.
بدین قرار که او همیشه در اندیشه تسخیر هند بود و انگلیسیها بشدت از این عمل پرهیز داشتند, چندانکه برای بازداشتن زمان شاه از این تصمیم, برادرش, محمود, و فتح خان فرزند پاینده خانِ بارکزائی, را تحریک کردند و در جنگی که میان آنان درگرفت, زمانْ شاه شکست خورد و به زندان افتاد و محمود به جای او نشست (1216ـ 1218) و فتح خان را به وزارت گماشت.

[28] عطا محمد شکار پوری, تازه نوای معارک, ج1, ص794, چاپ عبدالحی حبیبی, کراچی 1959.


اما حکومت وی نیز به دست برادرش, شاه شجاع (حک: 1218ـ1224) فروپاشید.
حکومت شاه شجاع نیز به دلیل درگیری بین او و فتح خان به فرجام نرسید و محمود دوباره قدرت را به دست گرفت (1224ـ1233), اما به دلیل بیکفایتی, از عهده امور برنیامد و از همان زمان انحطاط این خاندان آغاز شد.

افتادن بالاحصار به دست دوست محمدخان


در جنگی که بین محمود (1224ـ1233) و سردار دوست محمدخان بارکزائی درگرفت, بالاحصار به دست دوست محمدخان (حک: 1242ـ 1255) افتاد

[29] عطا محمد شکار پوری, تازه نوای معارک, ج1, ص79ـ80, چاپ عبدالحی حبیبی, کراچی 1959.

[30] احمد علی کهزاد, بالاحصار کابل و پیش آمدهای تاریخی, ج2, ص195, کابل 1336ـ1340 ش.

اما او همچنان گرفتار درگیریهای اعضای خاندانش از یک سو و مقابله با خاندان سدوزائی, از سوی دیگر, بود.
در همین زمان, انگلیسیها از بیم حمله فرانسویها و روسها, به افغانستان قشون فرستادند.
دوست محمدخان که از حمایت انگلیسیها محروم مانده بود, ناگزیر از سلطنت کناره گرفت و شاه شجاع پس از سی سال در 1255/1839 به کمک انگلیسیها دوباره به مسند قدرت رسید.

[31] احمد علی کهزاد, بالاحصار کابل و پیش آمدهای تاریخی, ج2, ص239, کابل 1336ـ1340 ش.


در آن وقت هیئتی انگلیسی در بالاحصار اسکان یافت که موجب ناخرسندی کابلیان و حمله آنان به منزل یکی از صاحبمنصبان انگلیسی به نام برنس و قتل او شد.
در نتیجه, بالاحصار به محاصره کابلیان درآمد.

[32] احمد علی کهزاد, بالاحصار کابل و پیش آمدهای تاریخی, ج2, ص282ـ295, کابل 1336ـ1340 ش.

[33] عطا محمد شکار پوری, تازه نوای معارک, ج1, ص488ـ 489, چاپ عبدالحی حبیبی, کراچی 1959.


مکناتن, وزیرمختار انگلیس که در بالاحصار اقامت داشت, نیرویی برای مقابله با مجاهدان کابلی فرستاد که در وهله نخست مجاهدان را عقب راندند؛ اما پیروزی انگلیسیها دوامی نداشت و در درگیری دیگری با دادن تلفات زیادی شکست خوردند؛ با این حال بالاحصار را از دست ندادند

[34] عطا محمد شکار پوری, تازه

لینک کمکی